خرید بک لینک
نه به اون موقع ها که اصلا پست نمیذاشتم نه به حالا هی تند تند میام چرت و پرت مینویسم. امروز از صبح کلی کار مفید کردیم خونه تقریبا جمع شده. پرواز مامان ۷ و ۱۰ دقیقه شب بود. ولی به لطف تاخیرای همیشگی یه

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:16

بالاخره تموم شد این اسباب کشی، دست مامانم درد نکنه ۱ هفته اومد کمکم. اگه نبود نمیدونستم باید چیکار میکردیم من که با این شکمم خم هم نمیتونم بشم . بنده خدا تمام کارا رو کرد.من خودم تو هفته قبل وسیله ها

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:16

از معایب شکم بزرگ خانومای باردار زیاد شنیدین، کمردر و تنگی نفس و معده درد و بیخوابی و ... من الان میخوام از مزایاش بگم براتون.... علاوه بر اینکه خودتون، خودتون خیلی دوست دارین، انگار بقیه هم خیلی دو

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:16

این تعطیلات اولین تعطیلاتی بود که ما دو تا پا قرض نکردیم بدوییم بریم خونه ما. اونم چون من تو راه اذیت میشم. در نتیجه سه چهار روز همینجور بیکار تو خونه بودیم. خوب بود من که حسابی خوابیدم ولی دلگیرم بود

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:16

دیگه آخرای ۳۵ هفتگی ام. ۱ ماه دقیق مونده تا تاریخ زایمانم ولی معمولا زودتر میشه. دست و پاهام حسابی ورم دارن و شدن عین توپ. قوزک پامو خیلی وقته ندیدم. سنگین شدم و حسابی گردالی. دیگه ماه نهم و هزار درد

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:16

روزهای انتظار واسه من خیلی طولانی شدن، گرمی هوا و دست و پاهای ورم کرده، تنگی نفس و سنگینی ۲۰ کیلویی من همه باعث شده بود من روزای آخر خیلی خسته بشم. روزی ۱ ساعت پیاده روی داشتم و چند سری ورزش میکردم و

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:16

خب داشتم میگفتم چون من رفته بودم تو هفته ۴۱ باید هرروز میرفتم سونوگرافی میدادم و نوار قلب بچه رو میگرفتم تا از سلامتش مطمئن بشیم (خب چه کاریه؟) روز سه شنبه صبح با مامانم هلک و هلک پیاده رفتیم بیمارستا

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:16

نمیدونم تربیت ما اینطوری بوده یا ذاتا من اینطوریم یا نمیدونم چی که فکر میکنم همش باید خوب باشم نگم حال ندارم و حالم خوب نیست و این حرفا واسه همین تو کل دوران بارداریم اصلا نمیگفتم من نمیتونم فلان کار

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:16

دلسا تو گهوارش خوابیده

غذا روی گاز داره قل میخوره

من وایسادم پشت پنجره بزرگ تراسمون و دارم دونه های برف نگاه میکنم

حیف که نمیتونم قهوه بخورم

پی نوشت: فقط ۱ ماه و چند روز از مرخصی ام مونده و دارم نهایت استفاده رو میکن

پی نوشت ۲: قهوه که میخورم به طرز عجیبی دلسا بد خواب میشه چون شیر خودمو میخوره. شایدم من توهم میزنم ولی دیگه به امتحان کردنش نمی ارزه.

برچسب: نویسنده: الینا یوسفی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 6:16

صفحه بندی